پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق

خرید بک لینک

این روزها هرکی منو می بینه می گه :

وای خوش به حالت چقدر لاغر شدی

رمز موفقیتت چی بوده؟

من فقط لبخند میزنم و تو دلم می گم : سال ها بازیچه شدن …


.




تمام ثانیه ها را می شمارم که لحظه دیدار برسد

اما افسوس یک قدم مانده به آن لحظه…

دوباره باید ثانیه ها را شمرد

دوباره باید چشم به در دوخت…

کاش اندکی مرا می فهمید…


.


تنفس : شروع زندگیست

عشق : قسمتی از زندگیست

اما دوست خوب : قلب زندگیست


.


لطفا اینقدر شعرهایم را نتکان

می ترسم یک روز رسوایی اش دامنم را بگیرد

چرا که خط به خطشان فریاد بلند نبودن توست…


.


اگر تنهایی ام چشم مرا بست

اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی

که در هر جا که باشد یاد ما هست


.


مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم باخیال او ولی تنهای تنها میروم درجوابم شاید او حتی نگوید کیستی شاید او حتی بگوید لایق من نیستی مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی ازمن یاد کن اکنون که دیگر نیستم


.


ببخش اگر شعرهایم هیچ آهنگــــی ندارد

آخر تویــی را در خود جای داده

که به هــزار قافیه و ردیـف و آهنگ می ارزد …


.


مرا بشنوی یا نه

مرا جستجو کنی یا نکنی

من مرد خــــــداحــــافظــــــی همیشـــگی نیستم …


.


دگر درد دلم درمان ندارد

مسیر عاشقی پایان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردی

نگاهت دور برگردان ندارد


.


جـدایـی آنقدر ها هم که فکر می کنی تلخ نیست

اگر هنوز حـرف های من را باور نداری از نادر و سیمین بپرس

که از تمام دنیــا جایــزه گرفته اند


.


باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو


.


برایش مینویسم دلتنگشم،

میدانم که نمیداند،

ولى میدانم که میخواند.


.


ایـــن آخـــرین بـارم بـــود

دیــگـــر احسـاسـم را برای کسی عریان نمی کنم

صــــداقــــت در میان گرگان یعنــی حمــاقـــــت…


.


هی رفیق

خواستم بگویم این آرزویی که تو به آن رسیده ای

روزگاری مال من بو د…


.


دلتنگی حس عجیبی است

که گاهی تو را به یادم می آورد

گاهی یعنی همیشه

گاهی یعنی الان


.


با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم

می بینم سر جاتی !


.


اینطورنمیشود،بایدیک غریق نجات همیشه همراهم باشد،غرق درفکرت شدن،اصلأدست خودم نیست.


.


من اینجا تنهایی بدون تو دارم از پا درمیام

برگرد به حرمت خاطراتمان…


.


گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد


.


تو که با دیگرانت بود میلی

چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود

که عشق ما نشد مجنون و لیلی ؟


.


رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد


.


شنیــده بودم که خاک سرد است

ایـــن روزها اما انــــــــــــــــــــــگار آنقـــدر هوا ســـرد است

که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را


.


چه درونم تنهاست و در این تنهایی

شاخه ی خشک نگاهم گل چشمانت را می جوید


.


همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سال هاست دارم حساب می کنم

چگونه من بعلاوه ی تو

شد فقط من


.


اسمش تقصیر است

حالا تو هی خودت را آرام کن ، بگو نه تقدیر


.


این روزا تموم که شد میام میزنم رو شونت

می گم : جنبه رو حال کردی …


.


قدِ تو به عشق نمی رسید

غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد

اما باز هم نرسید


.


کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که می دونم تو هم دلت تنگ منه

پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 58 تاريخ: 29 / 11 / 1392 ساعت: 23:49

نفرین باد یار را که در تنهاترین تنهاییم،تنهای تنهایم گذاشت
کاش در تنهاترین تنهاییش ، تنها کسش،تنهای تنهایش گذارد.

.

در دسترس نبودنت دیگر برایم ارزش ندارد…اکنون نه مشترک هستی نه مورد نظر

.



یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمیپرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره !

.

کی مثل من کنارت پا به پا بود.؟
کی با خوب و بد تو زندگی کرد.؟
چقد آسون تو رفتی و ندیدی..
یکی پشت سرت خون گریه میکرد..

.

آدمها تنها که نـباشند ، میروند ، تنها که مـیشوند ، برمیگردند . . .
و وقتی که بر گشتند تنها لایق یک جمله اند…
هررررری…

.

وقتی خداحافظی میکنیم
چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن . . .

.

اس ام اس تنهایی شدید

.

از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست !
آن روز درد شکستن را خواهی فهمید … روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر….

.

تنهایی یعنی . . .
توی کافیشاپ پشت یه میز دو نفره تنها نشستی، که یه دختر خانوم میاد سمتت و میگه: ببخشید شما تنها هستید؟
و وقتی میگید، آره من تنهام، صندلی روبروتون رو برمیداره میره

.

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم
تمبر و پاکت هم هست
و یک عالمه حرف…
کاش کسی جایی منتظرم بود…

.

این روزهایم به تظاهر میگذرد…تظاهربه بی تفاوتی…تظاهربه بی خیالی…به شادی،به اینکه دیگر هیچ چیزمهم نیست…اما…چه سخت میکاهد از جانم این نمایش!!

.

خدایا
تنها مگذار دلی را که هیچ کس دردش را نمی فهمد،چرا که “خودت” میدانی چه سخت است تنهایی

.

جلوی من قدم بر ندار…شاید نتونم دنبالت بیام…پشت سرم راه نرو…شاید نتونم رهرو خوبی باشم…کنارم بیا و دوستم باش

.

گاهی وقتا مجبوری احمق باشی..
روی کاغذ مینویسم..
دستهای تو….
و روی ان دست میکشم….

.

ســـــاعت ها دیگـــر برایـــم معنا نــــدارند
مــن بـــی تـــــــو . . .
بــــا ســـال نوری لحظــــه هایم را می گـــــــذرانم !

.

الماس وجودت بر شیشه دلم خطی که کشید که پاک کردنش بدون شکستن ممکن نیست. . .

.

قدیم ب عشق جاویدم ؛u2029شده درخلوت تنهایی خودیادیک خاطره شادت بکند ?؛u2029لرزه برقلب ودلت اندازدبی خبرازهمگانت بکند ? ؛u2029وتویی خاطره خلوت تنهایی من.

.
اس ام اس تنهایی شدید

.

چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که منتظر آمدن کسی نیستم و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم…بی کسی هم عالمی دارد…

.

روز مرگم
تو آخرین نفسم فقط یه چیزی بهت میگم :
اینجوری میرَن ،نَ اونجوری . . . . !!

.

چـتر نمیخواد هوای بارونی..
تو رو میخواد لعنتی..
می فهمـی؟!

.

بگذار هرکس هرچه می خواهد بگوید…
بگذار هرکس هرچه می خواهد بکند…
برایم مهم نیست چه می شود…
به تمام باورهایم سوگند!!!
تا همیشه دوستت خواهم داشت!!!
عزیزترین!!!

.

حکایت رفاقت من و تو،u2029حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم!u2029که با هر جرعه بسیار اندیشیدم،u2029که این طعم را دوست دارم یا نه؟u2029وآنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن،u2029که انتظار تمام شدنش را نداشتم!u2029و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه میخواهم،u2029حتی تلخ تلخ !!

.

خدایا میترسم از کسانی که عاشق کردن و خوب بلدند اما عاشق نمیشوند

.

بی انصاف…
من برای داشتنت دلی رو به دریا زدم که از اب واهمه داشت

.

عجیب است دریا ، همین که غرقش میشوی پس میزند تو را ، مثل تو !

.

بی انصاف…
من برای داشتنت دلی رو به دریا زدم که از اب واهمه داشت

.

اس ام اس تنهایی شدید

.

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت …
فهمیدم که گاهی
“هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”

.

“درد دلهایت را به کسی نگو!چون یاد می گیرن که چگونه دلت را به درد آورند”

.

این جماعت می گفتن
اشک هایت را
خرج رفتنش نکن
راست می گفتن
بی من
تو
مفت هم نمی ارزی

.

باز نیستی و من نفس نفس میزنم
ای نفس زندگیم باز گرد

.

تو به اندازه تنهایی من زیبایی ، من به اندازه زیبایی تو تنهایم…

.

به کسی دل بستم که او نیزدل بسته کسی دیگریست نمیدانم آن شخص دل بسته کیست واین چنین است همه مادل تنگی

.

از شباهتتون فهمیدم، تو نسبتی با گاوآهن داری.!
اومدی، زندگیمو شخم زدی، زیر و رو کردی، رفتی. . .

.

بیا یک شب جایمان را عوض کنیم…
تو عاشق باش و من معشوق…
من ناز میکنم و تو خریدار باش…
یا نه….
من دل میشکنم و تو بخشنده باش !!!
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 49 تاريخ: 29 / 11 / 1392 ساعت: 23:46

در مراسم خواستگاری: اقا داماد چه کارن؟ خانواده ی داماد: تو اداره امار زیرمیزی می گیرن, خوشه جابه جا میکنن

.

مامان! – چیه پسرم؟ می خوام یخورده استراحت کنم. به غیر از ساناز و سارا و پانته آ و پارمیدا و ناتاشا و الناز و الهه و مریم و سوگل و نازنین و رکسانا، هر کس که زنگ زد بگو من خونه نیستم

.



اگه گفتین تو محل کی به همه محرمه؟؟؟ خوب معلومه لبنیاتی سر کوچه چرا؟؟ چون به همه محل شیر میده.

.

یه روز دو تا گوجه قرمز با هم دعوا میکنند یه گوجه سبز میاد وسط سواشون کنه گوجه های قزمز میگن سید تو دخالت نکن

.

یه روز یارو سوار هواپیما می شه ، یهو هواپیما سقوت می کنه……
این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه

.

شیطون اکس می خوره همه رو برای نماز صبح بیدار می کنه

.

جوک متفرقه خنده دار

.

از یه نی نی می پرسن عشق یعنی چی؟ میگه: عخش یعنی بزالی کسی که دوسس دالی از پفکت بوخله اما فقط توتا

.

یارو به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری !

.

یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه: سبز – آبى – قرمز ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من رقص نورم!!!

.

مامانه به بچه هه میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی! بچه هه میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود

.

هنگام نوشیدن آب سه تا بسم الله بگویید زیرا در آب سه تا جن وجود دارد : دوتا هیدروجن و یک اکسی جن

.

یارو میره جبهه ، نارنجک به خودش می بنده و میره زیر تانک خودی ! روی سنگ قبرش می نویسند : حسین نفهمیده !

.

از بچه یه آخونده میپرسن بابات چیکارست روش نمیشده بگه آخونده میگه کمربند مشکی قرآن داره

.
جوک متفرقه خنده دار

.

پسر : بابا نقاشیم قشنگه؟ بابا: آره پسرم، چی کشیدی؟ پسر : یه گاو داره علف می خوره! بابا: کو علفا؟ پسر: گاو خورد! بابا: پس گاو کو؟ پسر: علف خورد رفت !

.

چوپان دروغگو میمیره تو اون دنیا ازش میپرسن اسمت چیه؟ میگه دهقان فداکار

.

یه روز یه چوپان میره خواستگاری . بهش میگن چه کاره ای ؟میگه :مهندس دامپیوتر و پشم افزار

.

از یارو میپرسند پتروس کی بود؟ میگه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ یوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار

.

مامانه به بچش میگه که عزیزم و قتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام میکنی میبوسیش بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم! مامانه میگه ا چرا عزیزم؟ بچهه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه زد تو صورتش

.

میدونی شباهت شهرداری با صداوسیما چیه؟! اولی آشغال جمع میکنه و دومی آشغال پخش میکنه

.

ازدواج دوم از مصادیق همت مضاعف است خصوصا که منجر به کار مضاعف نیز میشود

.

جوک متفرقه خنده دار

.

لاته سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش کنین ببینم چی میگه

.

از فردا طرح قهوه ای ایرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی میخواهید بخورید !

.

یه بابایه میره پیش دکترمیگه یه کتاب نوشتم به نام((صدای پای اسب)) دکترمی خونه میبینه ۵۰۰ صفحه نوشته پیتیکو….پیتیکو…..پیتیکو….

.

یه دکتره از مریضش میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور

.

یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه. خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی

.

قوانین فوتبال دیدن:
اگه همه ی بازی رو ببینین, ۰-۰ میشه!
اگه بازی رو نبینی, بالای ۲ گل داره
اگه وسطش بری دستشویی, همون لحظه گل میزنن.
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 45 تاريخ: 29 / 11 / 1392 ساعت: 23:43

آرزو میکنم تو سال جدید چرخ موتور آرزوهات پنچر نشه

نوروز 93 مبارک باد

.

.

.


فرا رسیدن نوروز باستانی ، یاد آور شکوه ایرانیان مبارک باد

نوروز 93 مبارک باد

.

.

.




دلهای پر مهرمان را به روزهای سبز و زیبای بهار پیوند میزنیم

و شادی را برای یکدیگر به ارمغان میاوریم …

سال نو مبارک

.

.

.
بهار ثانیه ثانیه پیشتر می آید

و اینجا کسی هست که به اندازه ی تمام شکوفه های بهاری

برایت آرزوهای خوب دارد .

.

.

.

لحظه ی تحویل سال 1393 هجری خورشیدی ساعت 20و20 دقیقه و 20ثانیه

یعنی 20/20/20به وقت ایران.خداییش من اولین نفر هستم که خبر دادم.

امیدوارم سال بیستی برای همه باشه….

.

.

.

بهار ثانیه ثانیه میرسد.واینجا کیست که به اندازه تمتم شکوفه های بهاری دوستت دارد.

سال نو مبارک باد …

.

.

.

بزرگترین دروغ این روزای من:
من دیگه بزرگ شدم عیدی واسه چی:|

سال نو مبارک

.

.

.

بهارهم که نباشدمن به مهربانیتان ازشکوفه لبریزم…

عیدتان مبارک

.

.

.

رایحه دلپذیر بهار در راه است،

نوروزتان شادباد وبهار به کامتان.

سال نومبارک

.

.

.

برسرسفره احساس اگرجایى بود

سخن ساده تبریک مراجاى دهید

نوروز مبارک…

.

.

.

فرارسیدن نوروز رابه شماوخانواده محترمتان

بعدا تبریک میگم هنوز زوده!

.

.

.


تبریک سال نو غضنفر :

سالی پر از توأم و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم!

.

.

.

در دو عالم جلال ما زهراست
رمز تغییر حال ما زهراست
عید با فاطمیه می آید
ذکر تحویل سال ما زهراست

.

.

.

برسرسفره احساس اگرجایى بود،سخن ساده تبریک مراجابدهید!
سین هشتم،سخن ساده تبریک من است.جاسرسفره اگرنیست به دلهابدهید.
نوروز مبارک

.

.

.

یه دور دیگه دور خورشید زدیم یه سری سوار شدن یه سری پیاده

نمیدونم چند دور دیگه مونده ولی امیدوارم این دور به همه خوش بگذره

سال نو مبارک

.

.

.

بهار ثانیه ثانیه از راه میرسد

و اینجا کسیست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری

دوستت دارد.

.

.

.

بهار یک نقطه دارد

نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد.

سال نو مبارک

(اس ام اس پا)

.

.

.

سلام عزیزم

نزدیک عیده!

توی خونه تکونی دلت ما رو بیرون نکنی.

.

.

.

وطنم؛ گرتوسبزی.سبزم…………..

گرتو شادی.شادم………..

من ز شیرینی تو فرهادم……..

عید آنروز مبارک بادم……

که تو ابادی و من ازادم سال نو مبارک

.

.

.

عطر نرگس،رقص باد
نغمه شوق پرستوهاى شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار…
با آرزوی سالی سرشار از سلامتی و موفقیت

پیشاپیش سال نو برشما و خانواده محترم مبارک
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 62 تاريخ: 29 / 11 / 1392 ساعت: 23:37

پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 55 تاريخ: 29 / 11 / 1392 ساعت: 23:29

ﭼﻦ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﮎ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﻭﺍﺳﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...!
ﯼ ﭘﺴﺮﻩ ﮎ ﺩﯾﺎﺑﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﮎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ! ﺍﯾﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻈﻠﻮﻣﻪ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ ....!
ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻪ.ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﺩﺱ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﻫﯽ ﻣﯿﺎﺩﻭ ﻣﯿﺮﻩ ...!

و اما
بقیه در ادامه مطلب

ﭼﻦ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﮎ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﻭﺍﺳﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...!
ﯼ ﭘﺴﺮﻩ ﮎ ﺩﯾﺎﺑﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﮎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ! ﺍﯾﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻈﻠﻮﻣﻪ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ ....!
ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻪ.ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﺩﺱ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﻫﯽ ﻣﯿﺎﺩﻭ ﻣﯿﺮﻩ ...!
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻤﻢ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﺍﺭﻡ ...!
ﺧﻼﺻﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻭﻣﯿﮕﻪ ﺁﺩﺭﺳﺸﻮ ﺑﺪﻩ ﺍﮔﻪ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﯽ ...!
ﺍﯾﻨﻢ ﺁﺩﺭﺳﻮ ﻣﯿﺪﻩ ﮎ ﺷﺮﺵ ﮐﻢ ﺷﻪ ...!
ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﻧﺎﻣﺰﺩﻩ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍﺷﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻤﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ....!
ﺑﻌﺪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮎ ﭘﻠﯿﺴﺎ ﻧﻤﯿﺎﻥ سراغش میره ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﻭ ﺑﻬﺶ میگه میدوﻧﺴﺘﻢ ﮎ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺏ ﭘﻠﯿﺴﺎ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﮎ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰﺩﺗﻮ ﮐﺸﺘﻢ ...!
ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺭﻩ ﺣﺎﻻ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻭﺍﺳﺖ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻢ ...!
ﻭ ﺏ ﺟﺎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ ﺗﻮ ﺳﺮﻧﮓ ...! ﻭ ﺑﻬﺶ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...!
ﺑﻌﺪ ﺏ ﭘﺴﺮﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﮎ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﺪﻧﺖ ...! ﻭ ﺗﺎ ﭼﻦ ﺩﯾﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﯼ
ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﮎ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ بکشتش ﻣﯿﺪﻭﻩ
ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﯼ ﭼﻦ ﻣﺘﺮﯼ ﯾﻬﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺰﯾﻨﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ ...!؟
ﺩﯾﻮﻭﻧﻢ ﺧﻮﺩﺗﯽ ...! ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﯾﻨﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﺍﻓﺎ .!
ﺑﻪ ﺭﻭﺣﻢ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﺑﻨﺪ نیست ....
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 52 تاريخ: / 11 / 1392 ساعت: 11:10

۸ صبح: تو رخت خواب…..
9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….
۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد23)
۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)
۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!
۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار (چه لوس...اییییییییییی23)
۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟ (پسرا همیشه شلختن051435)
۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟
۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…)
۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!
۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..
۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…
۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 46 تاريخ: / 11 / 1392 ساعت: 10:54

سکـانس اول : (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم :ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم : (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم : عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم : چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته : (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته : خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

خوابــگاه پســران در ادامه مطلب


سکـانس اول : (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم :ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم : (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم : عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم : چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته : (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته : خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

خوابــگاه پســران در ادامه مطلب

خوابــگاه پســران (شـب)

سکــانـس دوم : (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق : مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی : نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق : اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی : آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟

میثــاق : مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان : تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...

مـهدی : (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق : چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا : پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی : اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.!

پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 54 تاريخ: / 11 / 1392 ساعت: 10:50

یارو سبیل کلفته داشته تو یک جمعی تعریف میکرده که آره ما با کاروان داشتیم میرفتیم، یه دفعه راهزنا ریختن همه ملت رو یا کشتن یا بهشون تجاوز کردن! بعد نگاه میکنه می بینه بقیه دارند چپ چپ نگاش می کنند، برمیگرده میگه: البته ما رو کشتن!

یارو سبیل کلفته داشته تو یک جمعی تعریف میکرده که آره ما با کاروان داشتیم میرفتیم، یه دفعه راهزنا ریختن همه ملت رو یا کشتن یا بهشون تجاوز کردن! بعد نگاه میکنه می بینه بقیه دارند چپ چپ نگاش می کنند، برمیگرده میگه: البته ما رو کشتن!

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! من مطمئنم که اینا انگلیسیند! فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا!! حتماً فرانسویند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر میکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانین!!


آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شکار کنن، یه زنه رو میبینن خیلی چاق بوده، پسره میگه بابا اینو بخوریم؟ باباهه میگه: نه این همش چربیه، به درد نمی خوره. میرن تا به یه زنه لاغره میرسن، پسره گرسنش شده بوده، میگه: بابا جون اینو بخوریم؟ باباهه میگه: نه بابا این خیلی لاغره فایده نداره. دوباره راه میفتند، بعد از یک مدتی میرسند به یه زن خوشگلِ باحال. پسره دیگه داشته از گشنگی ضعف میرفته، میگه: بابا جون دیگه اینو بخوریم؟ باباش میگه: نه پسرم، اینو میبریم خونه، مامانو میخوریم!



سیاست دخترا در مواجهه با پسرا :

۱- حیله گری با پسرای معصوم و ساده

۲- خوشمزگی با پسرای خوش قیافه

۳- دوستی با پسرای باهوش

۴- عشق با پسرای وفادار

۵- ازدواج با پسرای پولدار

و اما سیاست پسرا در مواجهه با دخترا :

۱- پیچوندن دخترای معصوم و ساده

۲- پیچوندن دخترای خوش قیافه

۳- پیچوندن دخترای باهوش

۴- پیچوندن دخترای وفادار

۵- پیچوندن دخترای پولدار

۶ – ازدواج با هیچکدام

:)))))))))))))



طریقه جزوه نوشتن پسرااااااااااا :

۱ – داداش خودکار داری؟!!!

۲ – خانوم فلانی یه برگه لطف میکنید!!

۳ – و… نوشتن جزوه سر کلاس!!

۴ – و در آخر کلاس برگه داخل سطل آشغال…

حالا بعدا از خانوم فلانی جزوه کامل رو میگیرم!!!

والااااااااااااااااااا همینه :))))))))))))))))))))


دختره ابروشو تتو کرده !

دماغشو عمل کرده !

گونه گذاشته !!

تو لبا و باسنشم از این کوفتیا تزریق کرده !!

در حد عروسم آرایش می کنه !

خُب ایشون داره واضح نشون میده که حالش از خودش بهم می خورده دیگه !!!

کـلاً کوبیــده از اول ساختـه !!!

ایشالله یه روزی اونقدر فرهنگ سازی بشه ….

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

تا آدامست رو از جیبت در آوردی همه نگن به ما هم بده :

ابتدایی بودم ظهر داشتم تو خیابون میرفتم به سمت خونه. روی در یه مغازه نوشته بود: “در صورت بسته بودن تماس بگیرید”

منم شمارشو برداشتم رفتم خونه به طرف زنگ زدم ساعت سه چهار بود.

طرف خوابالووو جواب داد!

بهش گفتم قربان مغازه تون بسته بود من تماس گرفتم!

گفت خب امرتون؟؟

من مونده بودم. گفتم خودتون نوشته بودین تماس بگیرین!

انقدر فحشای زشتی اون زمان داد که من بی اختیار قطع کردم ):

@

یه روز یه امریکایی یه ژاپنی یه ایرانی در مسابقات تربیت سگ شرکت میکنن به اینا میگن هر چی بلدین به سگهاتون یاد بدین ما یه سال دیگه میایم تا هر کی سگ رو خوب تربیت کنه جایزه مال اونه.خلاصه یه سال میگذره مسولین برمیگردن.اول میرن سر سگ امریکایی میبینن سگه داره چت میکنه تعجب میکننمیرن پیش ژاپنی میبینن سگش داره غذا میپزه بازم تعجب میکنندر نهایت میرن میبینن سگ ایرانیه افتاده زمین حتی نای بلند شدن نداره از ایرانیه میپرسن اقا این چه وضعشه؟ ایرانیه با اعتماد به نفس میگه یه لحظه صبر کنین…….بعد یه تیکه نون خشک از جیبش در میاره تو همون لحظه سگه بلند میشه میگه اصغر تو رو خدا اون یه تیکه رو بده بخورم!

@

وصیـت یـک دخــتر ……..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بعد از مرگم مرا غسل ندید ، آرایشم خراب میشه !!

@

بنده یادمه بعضی وقتا با سایه خودم درگیر بودم تو خیابون

که مثلا من زودتر از اون برم یا بتونم پامو بذارم روش

از همون طفولیت خوددرگیری داشتم…

شما هم اینجوری بودید یا فقط من اینجوری بودم؟

@

بچه های الآن سختی میکشن؟ ما دهنمون صاف شد انقدر دفتر خط کشی کردیم. یارو دفتر میخره از قبل توش مشقاشم نوشته شده حتی!

@

محل توقف انواع تاکسی بعدازتکان دادن دست:

سمند ۱۵متر جلوتر

۴۰۵ ۱۰متر جلوتر

پراید ۵متر جلوتر

پیکان جلو پات تازه رانندش دولا میشه درو هم وامیکنه! :|

@

میگن تو جهنم فقط کارت شارژ ۱۰۰۰۰تومانی میفروشن …

اونم با قیمت ۱۵۰۰۰تومن !

تازه وقتی رمز رو بزنی پیام میاد این کارت شارژ قبلا استفاده شده است!!

:|

حالا میگن تو بهشت ایرانسل پیام میده:

با شارژ۱۰۰۰ریال دیگر ۱۸۵۲۲۲۶۰۰۰ ریال اعتبار از ما هدیه بگیرید!!!!!!!

حالا بازم گناه کن تا این روزا رو نبینی !

@

یادش بخیر دوره دبستان میومدیم میگفتیم یه سوال هم غلط نداریم

راهنمایی: یه غلط دارم

دبیرستان: یدونه درست زدم!!!!!!!!!!!!!!

.

.

.

.

.

.

.

حالا تو دانشگاه: فک کنم یه سوال رو فهمیدم :|

@

بعد از خیس کردن دمپایی بزرگترین ضد حال به دیگران اینه که

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

وقتی کسی خونه نیست صدای تلویزیون رو تا آخر زیاد کنیم و بعد خاموشش کنیم و از خونه بزنیم بیرون تا نفر بعدی که میخواد تلویزیون رو روشن کنه برق از سه فازش بپره

امتحان کنین آی حال میده … آی حال میده ..

@

اینترنت اکسپلورر چیست؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

نرم افزاریست که کمک می کند، که پس از نصب ویندوز به دانلود

موزیلا فایرفاکس و گوگل کروم بپردازیم..

@

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﻣﻮﻥ تو دوران مدرسه ﺧﯿﻠﯽ

ﺑﺎ ﻣﻦ ﻟج بود |:

ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻮﺩ ﺁﯾﺎ

ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﻣﻨﯿﺰﯾﻢ ﭼﯿﺴﺖ ؟؟

ﻣﻨﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ(:

ﭘﺪﺳّﮓ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ بود ﺑﻬﻢ|:

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭻ…

ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻌﺪﯼ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﻮﺏ ﺩﺍﺧﻞ

ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺭﺥ ﻣﯿﺪﻫﺪ؟

ﻣﻨﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺧﯿﺲ ﻣﯿﺸﻮﺩ(:

ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻢ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ|:

ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﯽ ﺳﺘﻤﮑﺎﺭ ﻭ ﺧﺪﺍ

ﻧﺸﻨﺎﺱ|:

@

یه باردو تا شیرازی میرن بانک میزنن…

اولی میگه کاکو سریع پولارو بشمار، اون یکی میگه عامو ولش کن فردو رادیو خودش اعلام میکنه…

@

یکی از فانتزیای من اینه که

اسم پسرمو بزارم اسماعیل صداش کنم اسمال،

بعد وقتی بزرگ شد بهش بگم دو ایکس لارج!!

:))))))))

@

کلاً با خرسها حال میکنم

۶ ماه میخوابن

۶ ماهم میرن ماهیگیری

کلاً تو عشق و حالن!!

@

اصلا شور و شعف خاصی توی جملۀ

“دیدی گفتم” وجود داره !

لامصب یه جور احساس دانایی خفنی ای، به آدم دست میده اون لحظه !!

حالا دارم بهت میگم

@

ینی کافیه بخوای اراده کنی یک ماه رژیم بگیری!!!

.

.


.

.


.

.

.

.

.

.

هرچی عروسی, جشن تولد, مهمونی, دعوت دوستانه به شام, دعوت به ناهار, افتتاح یه رستوران جدید طبقه پایین خونه و نامزدی همه جد و آبادت میفته تو همون ماه :|

@

ﻃﺮﻑ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻣﯿﮕﻪ:

“ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺭﻭ ﺯﺑﻮﻥ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺣﺎﻟﯿﺶ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﯿﺎ

ﺗﻮ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ” …

ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﻩ ﯾﺎ ﺑﻪ

ﯾﺎﺭﻭ|:

@

سره کلاس بودم.

استاد: کی درسو متوجه نشد؟

من: من متوجه نشدم

استاد : می خاستی گوش کنی

من: کره خر :)

استاد: چیزی گفتی؟

من: می خواستی گوش کنی

از کلاس اخراج شدم اما کاملا ارزششو داشت

@

موز خریدم، شد دونه ای ۱۰۰۰تومن!

اگه وزن پوستش رو ضربدر۱۰۰۰ تومن کنیم و تقسیم بر وزن کل موز کنیم، قیمت پوستش

میشه ۴۷۵ تومن!.

.

.


.

.

.

.

.

.

.

.

هیچی دیگه ، پوستش رو هم خوردم…. :))))

@

۳تا دروغ هست , که تو زندگی زیاد میشنوی :

۱ – عاشقتم

۲- تا آخر عمرباهات میمونم

۳-دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره

@

به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟

میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما

منتظرم برگرده ببینم چی میشه !

@

اگر تو آمریکا هم قوانین نامگذاری شرکتها مثل ایران بود اسم شرکت اپل میشد : سیبپردازان سیستمگستر غرب !

@

کفتر اولی: بق بقو

کفتر دومی: بق بقو؟؟؟؟؟؟؟؟

کفتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو :|

@


تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی

@

وصیت نامه گاندی:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

….

.

.

.

.

.

.

.

चपटे अकत प चक चेअच प चेअ यपचप चपचा भीडग डी औ भ ठेआत झ ख़चेअढ हनी ऐगचेअ प चक चेअच प चेअ यपचप चपचा भीडग

من که خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم،

مخصوصا” اون قسمت که میگه: भीडग डीऔ भ :))))

@

مامان و بابام نشسته بودن داشتن چای میخوردن؛

به مامانم گفتم:

خوب حال میکنیدا بچه به این ماهی دارید

یه لحظه به فکر فرو رفتن و بهم خیره شدن

بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت:

چاییتو بخور زن …

من :| =-O

تروررررر شخصیت در حد لالیگاااااا…

@

یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت: مسخره …

منم گفتم : اسم بابات اصغره …

عاقا این دیگه تا آخر سال گیر داده بود که تو اسم بابای منو از کجا میدونی

@

رفتم سوپر مارکت سر خیابون،یه بچه اومده به فروشنده میگه پفک چنده ؟

فروشنده میگه چه پفکی ؟ میگه این پفک پونصد تومنیا :)))))))

@

فقط یه ایرانی می تونه بعد از اینکه جواب آزمایششو گرفت و سالم بود بگه

.

.

.

.

.

.

.

این همه ول خرجی کردیم و هیچی مونم نبود!

پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 53 تاريخ: / 11 / 1392 ساعت: 10:46

MissCall =دختر نا بالغ را گویند
Damn You All = دم همتون گرم
Suspicious =به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است
Johnny Depp =قاتل افسرده
Acer =ای آقا!
Welcome =دهن لق
Manual =من و بقیه
Accessible =عکس سیبیل
Refer =فر کردن مجدد مو
See you later =لات تر به نظر میای
Good Setting= آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک – کردار نیک – پندار نیک
Piece of a man who owns a locker = مرتیکه لاکردار
Above Border = فرامرز
Insecure = این سه نابینا
Business=اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى
Legendary = دارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری
Subsystem = صاحب دستگاه
Velocity =شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده میکنن
Comfortable = بفرمایید سر میز
Long time no see = دارم لونگ میپیچم، نگاه نکن
Cambridge = شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است
Categorize = نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ میشود
Jesus =در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند
Hairkul = آنکه روی شانههایش مو دارد
Watergate =دروازه دولاب
UNESCO= یونس کجاست؟
Finland = سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی دارند
Latino = لات بازی ممنوع
Godzilla = خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا
Savage Blog = ساوجبلاغ
Betamethasone = منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 45 تاريخ: / 11 / 1392 ساعت: 10:41

صفحه بندی